مهمانی افطار | ویکی پدیا فارسی

مهمانی افطار

سلام به همه دوستانی که وبلاگ من را میخوانند .

من دیروز صبح از خواب بیدار شدم و رفتم صبحانه ام را خوردم و بعد از مدتی پسر خاله ام آمد و زنگ آیفون را زد

من هم رفتم و در را باز کردم و گفتم صبر  کن حاضر  بشم بیایم من لباس هایم را پوشیدم و دوچرخه ام را برداشتم و

با هم رفتیم خانه ی پسر خاله ام در آنجا با پسر خاله ام بازی کردیم و بعد از مدتی با تبلت و گوشی پسر خاله ام

کلش اف کلنز بازی کردیم و ساعت 1 تا 2:30  gta  بازی کردیم و بعد از مدتی رفتیم ناهار را خوردیم و بعد از 

اینکه ناهار را خوردیم محمد رفت آب لیمو  خرید و آمد او هم gta  بازی کرد و من هم کمی استراحت کردم 

مدتی بعد پسر خاله ام رفت نان بخرد و پدر بزرگم را برای افطار بیاورد چون ما برای افطار مهمان خاله ام بودیم

ساعت 6 مامان من هم آمد و بعد از  چند ساعت مهمان های دیگر خاله ی من دایی من و پدرم هم آمدند و

محمد و من از ساعت 7 تا 9 گیم بازی کردیم و هنگامی که اذان گفته شد  همه روزه شان را باز کردند و ما

هم شام را خوردیم و رفتیم در اتاق فوتبال بازی کردیم . و یک ساعت بعد چای و میوه هم خوردیم و ساعت

11:40 دقیقه ما از خاله و پسرخاله هایم خداحافظی کردیم و هنگام رفتن پسر خاله من به من تخم بلدرچین

هدیه داد و ما هم تشکر کردیم و از همه خداحافظی کردیم و رفتیم به خانه .

20 دقیقه بعد ما به خانه رسیدیم و همراه پدرم تلویزیون  را روشن کردیم و تخمه را هم آماده کردیم و شروع

کردیم به تماشای فوتبال از نیمه  ی دوم و ساعت  2 بامداد خوابیدیم . پایان